معرفی کتاب برای کودک و نوجوان

معرفی کتاب بیهوشی

چهارشنبه سی ام تیر ۱۴۰۰

نویسنده: گوردن کورمن

مترجم: نیلوفر امن زاده

خلاصه: این کتاب درباره ی پسری به نام چیس است که بعد از سقوط از پشت بام، حافظه اش را از دست می دهد.وقتی در بیمارستان به هوش می آید، هیچ چیز، حتی اسمش هم یادش نمیاد. حالا باید دوباره از اول شروع کند.اما وقتی می رود مدرسه،میبیند همه یک جور عجیبی با او رفتار می کنند، بعضی ها بدجوری ازش می ترسند و بعضی ها فکر میکنند قهرمان است و بعضی هم انگار با او سر دشمنی دارند. و این توجه اش را به گذشته اش و اینکه واقعا چه کسی بوده، جلب میکند. ما در کتاب، کم کم با شخصیت چیس آشنا می شویم و دیدگاه او را نسبت به خاطراتی که قبل از سقوط پشت بام یاد  میکند میبینیم. این داستان به مسئله ی قلدری در مدارس که افراد زیادی را درگیر کرده می پردازد و میبینیم که داستان از دیدگاه چتد نفر روایت می شود و دیدگاه آن ها را نسبت به اتفاقات داستان میبینیم. من این کتاب فوق العاده زیبا را به همه کسانی که کتابهای هیجان انگیز و رئال را دوست دارند پیشنهاد میکنم.

مجموعه علامت سوال ها

دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۰

ویولا عاشق معما است و تازه به شهر مون هالو اومده‌. او با سیلوستر، رزی و وودرو ،دوستان جدیدش،باحال ترین کلوپ دنیا رو میسازن : کلوپ علامت سوال ها!

کلوپ علامت سوال ها، جاییه که همه دور هم جمع میشن و معما ها رو با شش سرنخ، یا حتی کمتر، حل میکنن!

آیا شما طرفدار داستان های معمایی هستید؟

به مون هالو خوش آمدید!

مون هالو، هیچ‎ وقت از معما خالی نیست...

شاهزاده خانم همسترلا!

پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۰

باز هم هریت، شاهزاده خانم همستر، با ماجراجویی دیگری آمده. پنجمین جلد این مجموعه کمی شبیه به داستان مشهور سیندرلاست، اما فقط کمی شبیه به آن.
هریت در یک مهمانی اشرافی با همسترلا آشنا می‌شود، ‌پس از اینکه متوجه می‌شود او با جادوی یک ساحره مجبور شده با کسی که نمی‌خواهد ازدواج کند، تصمیم می‌گیرد تمام تلاش خود را بکند که این جادو را از بین ببرد تا همسترلا بتواند با هرکه دلش می‌خواهد و خودش انتخاب می‌کند، ازدواج کند. اما ساحره که از نیت هریت باخبر شده، جادویی سرهم می‌کند که او موفق نشود...

 

نویسنده: اِرسلا ورنون

مترجم: حسین فدایی‌حسین

  • رده سنی: 12-7
  • ژانر:فانتزی تصویری
برچسب‌ها: پرتقال

مجموعه ته جدولی ها، جلد ۱

شنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۰

تیم فوتبال هفت‌ نفره ‌ی سوتو‌آلتو فقط یک تیم دبستانی خشک‌وخالی نیست.

خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.

 

آن‌ها با هم پیمانی بسته‌اند:

هیچ‌کس و هیچ‌چیز آن‌ها را از هم جدا نمی‌کند.

همیشه کنار هم بازی می‌کنند.

هر اتفاقی که بیفتد.

 

 

 

((

« ببینم اشکالی نداره یه سوال خصوصی ازت بپرسم؟»

با خودم فکر کردم ای بابا! شروع شد! لابد ازکسی شنیده که من نابغه ام. خب دوستی کوتاه مدتی بود،چه زود گذشت.

من  که راه فراری نداشتم گفتم :« بپرس‌»

«چرا نشستی رو پاکت چیپست؟»

))

((

خیلی از مردم برای این که من چینی هستم،از من انتظار رفتار های خاصی دارند. مثلا امروز که در کافه تریای دانشکده ی راجرز املت با لوبیا سفارش دادم، صندوقدار به من نگاهی انداخت و گفت:«فکر نمی کردم چینی ها از این جورغذا ها خوششون بیاد» 

هیچ چیز به این بدی نیست که آدم را با یک میلیارد نفر توی یک دسته بگذارند، برای همین به او گفتم:« خب ما که نمی تونیم همش برنج بخوریم» لحظه ای فکر کرد و گفت:« آره ، فکر کنم حق با توست

))

برچسب‌ها: بریده از کتاب

جمعه هجدهم تیر ۱۴۰۰

 

"اسم من مارکوس است. تا شب جشن‌ تولد سیزده ‌سالگی‌ام، پسری معمولی بودم. تا اینکه مامان و بابایم راز بزرگ، وحشتناک و خانمان‌براندازی را برایم رو کردند! گفتند «نیمه‌خون‌آشام» هستند! و من هم به‌زودی به یک موجود نیمه‌خون‌آشام تبدیل می‌شوم. عجب کابوسی!"

اگوست و هیولا!

چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۰

سلام! من آگوس پیانولا هستم. خبر نداشتید، ولی دیر یا زود باید با هم رفیق می‌شدیم. تا همین چند وقت پیش بچه‌ی معمولی‌ای بودم: می‌رفتم مدرسه، انشاهایم را گم می‌کردم، پیتزاهای عجیب‌وغریب از خودم اختراع می‌کردم و این‌جور کارها. ولی روزی که با آقای پَتی‌پَن آشنا شدم، همه‌چیز عوض شد. آها راستی! شما هنوز نمی‌دانید آقای پتی‌پن کیست. نه؟ فقط این را بهتان بگویم که آقای پتی‌پن هیولاست و از وقتی آمد توی اتاق من،‌ دنیا نه‌تنها خیلی باحال‌تر شده، بلکه جای بهتری هم برای زندگی شده. البته یک عالمه دردسر هم آمده سراغمان!

نویسنده : ژائومه کوپونس
تصویرگر : لیلیانا فورتونی
مترجم : سعید متین
گروه سنی : ۸ تا ۱۲ سال
 مجموعه‌ی : آگوس و هیولاها

ماکاموشی

شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۰

ماکاموشی 
خب معرفی امروز ما در مورد کتاب ماکاموشی هست 
شما میتومید خیلی راحت انیمیشن این کتاب رو هم ببینید 

اولین ترجمه فارسی اون از انتشارات هوپا هست 
نویسنده:جرونیمو استیلتن
مترجم:فریبا چاوشی

داستان در مورد ی خبرنگار به اسم جرونیمو هست که هر روز ماجرا های فراوانی داره.....
پیشنهاد من اینه که واقعا بخونیدش البته انیمیشنش هم هست♡

نویسنده:لیسل شرتلیف

مترجم:حورا نقی زاده

ناشر: طبق معمول پرتقال

تعداد صفحات: 272 صفحه

خلاصه : رامپ در قلمرویی زندگی می کند که اسم هر کس، سرنوشتش را شکل می دهد.   همه بخاطر اسم رامپ، او را مسخره میکنند؛چون اسم عجیبی دارد. رامپ از پیدا کردن اسم واقعیاش و داشتن یک سرنوشت خوب نا امید شده، ولی ناگهان با کشف توانایی عجیبی، اوضاع عوض می شود:او می تواند کاه را بریسد و به طلا تبدیل کند. ولی دوستش، قرمزی، درباره ی خطرات این جادو به او هشدار می دهد. وقتی اتفاقاتی در زندگی رامپ میفتد، او هشدار ها را نادیده میگیرد،و در دام نفرین می افتد. او حالا باید برای شکستن آن، به جنگ پریان، رویارویی با غول ها و ملاقات با ساحران برود و گرچه شرایط بر وفق مراد نیست، اما شجاعت، دوستی و اراده، در این راه کمکش می کنند.

به جرئت میتونم بگم از بین تمام کتابهایی که داستان های پریان رو بازنویسی کرده بودن، این بهترین مجموعه ای بود که خوندم. داستانی جالب، آموزنده و به همراه کمی چاشنی طنز که درباره ی تاثیر اسم ها بر زندگی مون هست. بهتون پیشنهاد میکنم بخونین.

سرکار هاپو

پنجشنبه سوم تیر ۱۴۰۰

سرکار هاپو،
همه سرکار هاپو رو خوندن!فوق العاده جالب و اصیل!

انتشارات سایه گستر ناشر این کتابهاست
نویسنده این کتاب دیو پیلکی هست و مترجم این کتاب سهیل محمدیان هست 
اسم کتاب های مجموعه:
سرکار هاپو
بازگشت سرکار هاپو
سرکار هاپو داستان دو پیشی
سرکار هاپو و بچه گربه
سرکار هاپو اربا شپش ها

این کتاب مدل کمیک و مصور هست 
معروف ترین کتاب این مجموعه کاپیتان زیر شلواری هست که انیمیشن هم داره اما واقعا کاپیتان زیرشلواری رو پیشنهاد نمیکنم

دوستان چون کمیک هست به نظرم برای کلاس اول و دوم هم خوبه
ادرس سایت ناشر:   www.sayegostarpub.ir

نویسنده: الی سوارتز

مترجم:مینا شهری

خلاصه:خانواده، همیشه برای مگیِ دوازده‌ساله مهم بوده است. او در رشته‌ی تیراندازی به اهداف متحرک فعالیت دارد. پدرش مربی و مادرش همواره مشوق او در این مسیر بوده است. اما مادربزرگ مگی به تازگی از دنیا رفته و این اتفاق باعث شده حفره‌ی عمیقی در زندگی‌اش ایجاد شود. یکی از راه‌هایی که او برای پر کردن این جای خالی انتخاب کرده، انبار کردن وسایل مختلف است. خانواده مگی قرار است سرپرستی یک نوزاد به اسم ایزابل را موقتا قبول کنند تا بعد خانواده ای او را به فرزندی قبول کند. مگی،میداند که قرار است موقتا خواهر ایزابل باشد، ولی اضطراب خداحافظی و اینکه ایزی او را فراموش کند،او را بیشتر از قبل به انبار کردن وسایل ترغیب می‌کند؛ آن‌قدر که دیگر کنترل اوضاع از دستش خارج‌ شده و دلش نمی‌خواهد هیچکس به جعبه‌های وسایلش نزدیک شود، به آن‌ها دست بزند یا حتی یکی از آن‌ها را دور بیندازد...
با مگی همراه شوید؛ شاید شما هم به این باور برسید که گاهی دوست داشتن به معنای رها کردن است.

 

کتابی زیبا و پر احساس که رگه هایی از طنز دارد و با کمی اندوه آمیخته شده. درباره ی دختری به اسم مگی است. مادر بزرگ او،پیش از مرگش دچار فراموشی شده و این اتفاق،باعث شده یکی از بزرگ ترین اضطراب های مگی فراموش کردن یا فراموش شدن باشد.  او برای جلوگیری از این اتفاق،می‌خواهد همه‌چیز و همه‌کس را تا آنجایی که بتواند، پیش خودش نگه دارد.از برچسب آدامس گرفته تا یک لاک‌پشت یا جوراب ایزابل و خیلی چیزهای دیگر که توی جعبه‌هایش هستند. تعداد جعبه‌ها به بیش از ده تا می‌رسد.

آیا مگی موفق می‌شود با اضطرابش کنار بیاید؟ چطور این کار را انجام می‌دهد؟

 

بیوگرافی

من در وبلاگم کتاب هایی رو که خوندم بهتون معرفی میکنم.
ابزار وبلاگ